الگوسازی از شخصیت قاضی
آفاق: به عنوان سؤال آغازین میخواهیم نظر شما را درباره الگوسازي قضات در جامعه، بدانیم. آیا می توان یک قاضی و شیوه کار و زندگی او را به عنوان یک الگو به شهروندان معرفی کرد و این اندیشه را در فرهنگ جامعه گنجاند؟ آیا چنین فکری شدنی و قابل انجام است؟
قاضي نصر:"فرهنگ"، واژه بسيار عميقي است و تعاريف زيادي نیز دارد، از این رو برای اين موضوع که قوه قضاییه در راستای فرهنگسازي مثبت در جامعه چه اقداماتی میتواند انجام دهد، میتوان مصادیقی را برشمرد اما در گام اول باید بسترسازيهای لازم انجام شود.
فرهنگ قضايي و فرهنگ الگو برداری از قاضي و صفات ویژه و مثبت او باید در جامعه رواج و اشاعه یابد. برای مثال حرکت قاضي در سطح شهر با خودروي شخصياش، خود، ایجاد الگو ميکند. رعايت قوانين و مقررات رانندگی از سوی او و آراستگي و شخصيت قاضي الگویی است که در صورت مشاهده، مردم با آن همگرا میشوند.
رفتاری که از یک پزشک یا معلم میبینیم و برایمان از همان دوران کودکی به یک الگو بدل شده است باید در مورد قضات نیز اتفاق بیفتد. یعنی مردم الگوهای رفتاری را از قضات دریافت کنند و همانند آنها رفتار نمایند.
آفاق: پیشنهادات عملی شما برای الگوسازي قضات در جامعه چيست؟
قاضي نصر: جامعه قضات را به عنوان نماينده اجراي تمام قوانين ميشناسند. اين قاضي هر جايي قدم بگذارد اینگونه شناخته ميشود، در صورتی که بايد موقعيتی براي او فراهم نمود که حتی محاوره، برخورد و نگاه قاضی نیز تأثیرگذار باشد.
در این راستا یک اقدام اولیه شناساندن قضات به مردم است. یعنی يک بحث اين است که قاضي را به مردم بشناسانيم، برای مثال در زمان ترددش در شهر برای مردم قابل شناسایی باشد. همچنین قضات باید در بین اقوام و یا همسایگان نیز الگو باشند، حتی در میهمانیهای ساده خانوادگی. میبینید که برای همه این امور باید بسترسازی شود.
از تعاريف بازمانده از 1400 سال قبل، مفاهیمی درباره براي قضاوت ذهن مردم است. برای مثال مجتهدين، قضاوت را به عهده ميگرفتند که اين نشان از مقام بالاي قضاوت دارد. خوب اين انتظارات مردم به سبک قديم هنوز وجود دارد و ما نبايد اين نيرو را از دست بدهيم و باید این نگرش را تقويت کرد.
یکی از راههای اشاعه این الگو فرزندان قضات هستند که در مدرسه و دانشگاه با اقشار مختلف جامعه در تماسند. تصویری که آنان از پدران خود برای همسالانشان ارائه میدهند، قضات را به الگویی برای نسل جوان ما بدل خواهد کرد. نوع پرورش فرزندان قضات و توصیفاتی که پدر خود میکنند برای دیگران الگو پذيري را ايجاد ميکند. البته بهتر است این کار را از فرزندانی که در مقاطع تحصیلی ابتدایی هستند انجام شود. نکاتی مانند استانداردهاي رفتاري، کرداري و اخلاقی و حتي سطح بالای علمی از جمله پارامترهایی است که به عنوان الگو میتوان آن را اشاعه داد.
یکی از مشکلاتی که برخی قضات با آن مواجهند این است که برخی مدیران و یا پرسنل آموزشی که مشکل حقوقی و قضایی دارند، زمانی که از قاضی بودن پدر دانش آموز خود مطلع میشوند، سعی دارند مشکل خود را از طریق تماس با او پیگیری و حل کنند، در چنین مواردی تربیت فرزند یک قاضی و ثبات وی در مقابل این گونه مسائل بسیار دارای اهمیت است و قاضی را به عنوان فردی نفوذ ناپذیر در جامعه معرفی خواهد کرد. این گونه اقدامات شاید در زمان کوتاهی به نتیجه نرسد اما نتیجه عینی آن را در آینده و به وضوح خواهیم دید.
تلاش برای کاهش ورودی پرونده به دستگاه قضایی
آفاق : برای رفع یکی از اساسی ترین مشکلات دستگاه قضایی و کاهش تراکم ورودی پروندهها به محاکم چه میتوان کرد؟
قاضي نصر: ما در موضوعات تقنيني نیازمند انجام یک سری مطالعات تطبيقي و مقایسه وضعیت خودمان با دیگر کشورها هستیم تا ببینیم آنها برای کم کردن مراجعات به دادگاهها چه راهکارهايي را در نظر گرفتند و این که چرا در برخی کشورها قوه قضاييه فقط در حد يک ناظر است.
از دیگر مواردی که بیشترین موضوع شکایات را به خود اختصاص میدهد، نحوه ثبت اسناد است. عمده ترين چيزي که ميتواند مشکل را حل کند، ثبت اسناد است. یکی از راهکارها مدیریت بنگاههاي املاک از سوی وکلای دادگستری است تا بر نحوه انعاد قراردادها بین طرفین نظارت حقوقی داشته باشند. این کار کمترين مراجعه به دادگستري که در اثر اختلافات بر سر اسناد به وجود آمده را به دنبال خواهد داشت و معضل تراکم پروندههاي پشت در دادگاهها را رفع خواهد نمود.
طلاق را ریشهای حل کنیم
آفاق: میخواهیم نظر شما را درباره طلاق و افزایش حجم پروندههای آن در محاکم بدانیم؛ به نظرتان ريشه این مشکل کجاست؟ فرهنگ جامعه؟ اعتقاد مردم؟ ناسازگاريها؟
قاضی نصر: حل این معضل از توان یک قوه خارج است. تمام نهادهاي اجتماعي از جمله بهزیستی، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میتوانند با مشارکت هم و تقسیم برخی وظایف و مسوولیتها به کم شدن این آمار کمک کنند.
البته عوامل دیگری مانند مشکلات اقتصادی که منجر به مشکلات خانوادگي میشود را نباید نادیده انگاشت. این معضل در همه کشورها هست و هر چه قدر هم که مشکلات اقتصادی فزونتر باشد، طبيعتا اختلافات خانوادگي نیز تحت تاثير آن رو به فزونی خواهد گذارد. برای مثال زنی که از مسکن مناسبي برخوردار نیست و دائم ناچار به تغییر محل سکونت است و فضایی با امنیت روانی و توأم با اطمینان قلبی برایش فراهم نیست تا فرزندان خود را رشد داده و تربیت کند، بعد از مدتی ممکن است تصمیم به جدایی بگیرد. نوع اشتغال و نیز نبود آن، عامل دیگری است. بیکاری خود عامل اختلافساز است.
در این میان باید به اعتياد و پیامدهای منفي آن هم به عنوان یکی دیگر از عوامل اشاره کرد. ریشه اعتیاد بیش از قاچاق مواد مخدر و عواملی نظیر آن به جهل و کم سوادی افراد بازمیگردد. اگر چه متأسفانه اعتياد به سراغ برخی از افراد دارای سطح خوب نیز رفته است که این معضل نیز باید بررسي جامعه شناختي بشود. حل این موضوع از طریق پخش فيلمها و سريالها و حتي منبر روحانيون قابل پیگیری است زیرا به دلیل گرایش مردم به موضوعات دینی و معنوي، هدايت فرهنگی آنها در این حوزه از سوی روحانیون تاثيرگذارتر است. در عین حال که نهادهاي مسوول میباید در جهت پیش روی به سمت ایجاد و نهادینه سازی استانداردهاي اجتماعي جدیتر عمل کنند.
آفاق: برخی معتقدند دادن آگاهی و ارائه مشاورههای حقوقی و روانشناختی به مردم در کاهش پروندهها تأثیر بسزایی دارد. نظرتان در این باره چیست؟
در این باره میتوان به پروندههای خانوادگی اشاره کرد. زمانی که زن و شوهری برای جدایی به دادگاه مراجعه میکنند به قول معروف به نقطه جوش و اوج اختلافات خود رسیدهاند در چنین مرحلهای برای قاضی یا مشاور امکان بسيار کمي وجود داره که در دقيقه نود بتواند اين خانواده را به سمت صلح و آشتی هدايت کرده و سوق دهد و تأثیر شگرفی بگذارد. زیرا معضلات بوجود آمده، آتش خشم زوج را نسبت به همديگر در حد زیادی بالا برده است.
به اعتقاد بنده این مشاورهها میباید قبل از بحرانی شدن اختلاف و روابط ارائه شود. در این راستا سازمان بهزیستی و وزارت ارشاد از نهادهای مؤثر هستند.
قاضي يا مشاور خانواده که قرار است در این جایگاه مسائل خانواده را به نحو بهينه اداره کند، در لحظات اوج اختلافات زناشویی خیلی نمیتوانند مؤثر باشند، باید دید ریشه بروز این اختلافات در گذشته چه مسائلی بوده و مشکلات امروزي چطور اختلاف برانگيز میشوند.
باید با همکاري بخشهاي ديگر، خانوادهها را به صورت عاقلانه هدايت کنيم.
آفاق: عدهاي بر اين عقيده هستند که صدور احکام در محاکم خانواده بیشتر به نفع خانمهاست و آقایان بیشتر متضرر میشوند، نظر شما در این باره چیست؟
پايههاي افکار عام ایجاد کننده چنین برداشتی است. قاضي بر مبناي قانون اقدام میکند نه بر اساس نظريههاي شخصي خارج از قانون. حتي تفاسير از قانون هم در حد چارچوب قانون است و فراتر از آن نيست. تعاريف و مقررات مدني که در حمايت از کانون خانواده مکتوب شدهاند، برخاسته از فقه اسلامي است. يعني مسائل مدني خارج اين موازین نیست. قاضي حتي در مواقع سکوت قانون نیز به سمت فتاوي و به اصطلاح متون فقهي هدايت شده است، بنابراين نميتوانيم بگوييم چيزي که قاضي به اجرا گذاشته خارج از متون فقه و شريعت است. قاضی همان فرآيندي را طی میکند که قانون برای او تعریف کرده است.
حقوق زن، اعم از مالي و يا دیگر حقوق حقه او در ارتباطات مسائل زناشويي، در چارچوب شريعت و قانون ما تعريف شده است. چگونگي ارتباط زن و مرد حتي در ابعاد روانشناختي و علمي مغايرتي با قوانین و رویه کنونی قضات ما ندارد و بند معضلی در این باره نمیبینم.
اگر روابط خانوادگي بر مبناي استانداردهاي اسلامي اداره شود کمترين اختلاف به وجود خواهد آمد. چون مساول روانشناسي برگرفته از همان مسائل اخلاقي، ديني و وجداني است در اسلام هم به آن اشاره شده است. برای مثال هم کفو بودن زن و مرد موضوعی است که در شريعت ما به آن زياد اشاره شده و روانشناسي امروز نیز پس از بحثهاي بسیار به آن رسيده است. در مجموع به نظر من این تفکر که قاضي، احکام زنسالارانه صادر میکند نميتواند صحيح باشد.
نهادینه سازی حجاب به عنوان یک ارزش
آفاق: به عنوان آخرين سوال میخواستم نظر شما را به عنوان یک قاضی در خصوص وضعيت حجاب جویا شوم.
قاضی نصر: حجاب يک بحث پايهاي است نه يک بحث قضايي از این رو میباید از دریچه روانشناسي عمومي مورد بررسي قرار گیرد. اما در یک دیدگاه کلی می توانم بگویم نهادینه سازی حجاب به ميزان قدرت ما در هدايت مردم به سمت اين ارزش بستگي دارد. نباید اجازه داد تا قدرت تبليغاتي ماهوارههاي خارجي از قدرت تبليغاتي ما مؤثرتر باشد.